

کاش زندگی فرصت دهد
گاهی از گل ها یاد کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقت قسمت کردن شادی کنیم
/42uthrl.jpg)
/2dh6x4g.jpg)
طعمشتلخبود.
تلخياشرا دوستنداشتيم.
نميدانستيمكهدواست.
دواي تلختريندردها. نميدانستيممعجوناست.
معجون انسانشدن. گمشكرديم.
شيطاناز دستماندزديد. بيطاقتشديمو ناآرام.
دهانمانبويشكايتگرفتو گلايه...
و تازهفهميديمنامآناكسير مقدس،
نامآنچهاز دستشداديم، «صبر» بود !!



نرگس و لاله فرو ریخت به پیش تو زخجلت
که گمان کرد که نور از رخ رعنای تو دارد

تو به من خندیدی !
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده ا زدست افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز سالهاست که درگوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم که
چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت!
زندگي خالي نيست
مهرباني هست...
سيب هست...
ايمان هست...
آري
آري
تاشقايق هست
زندگي بايد كرد




/48n4hkw.jpg)









